نیستی کم٬ نه از آیینه نه حتی از ماهکه به دیدار تو دیوانه تر ام تا از ماهمن محال است به دیدار تو قانع باشمکی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه؟!به تمنای تو دریا شده ام! گرچه یکی ستسهم یک کاسه ی آب و دل ِ دریا از ماهگفتم این غم به خداوند بگویم٬ دیدمکه خداوند جدا کرده زمین را از ماهصحبتی نیست٬ اگر هم گله ای هست از اوست!می توانیم برنجیم مگر ما از ماه!خلاصه ماه خیلی ماهه!
نیستی کم٬ نه از آیینه نه حتی از ماه
که به دیدار تو دیوانه تر ام تا از ماه
من محال است به دیدار تو قانع باشم
کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه؟!
به تمنای تو دریا شده ام! گرچه یکی ست
سهم یک کاسه ی آب و دل ِ دریا از ماه
گفتم این غم به خداوند بگویم٬ دیدم
که خداوند جدا کرده زمین را از ماه
صحبتی نیست٬ اگر هم گله ای هست از اوست!
می توانیم برنجیم مگر ما از ماه!
خلاصه ماه خیلی ماهه!